• آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو، جای تسلیت و تشکر و عبرت دارد

    آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو، جای تسلیت و تشکر و عبرت دارد

  • با مرگ ناگهانی آیت الله هاشمی رفسنجانی یار امام و رهبری به کشور شوک وارد شد

    با مرگ ناگهانی آیت الله هاشمی رفسنجانی یار امام و رهبری به کشور شوک وارد شد

  • امام جمعه نوشهر: پیام نهم دی، توانایی نظام برای عبور از بحران‌ها بود

    امام جمعه نوشهر: پیام نهم دی، توانایی نظام برای عبور از بحران‌ها بود

تناسب بین عمل و مجازات!

به نظر می رسد بین مجازات الهی و اعمال انسان ها تناسب وجود ندارد مثلا برای پنجاه سال گناه نقل شده پانصد سال یا بیشتر، انسان گناهکار را در جهنم عذاب خواهند کرد، یعنی ده برابر و گاهی هم بیشتر. این یک موضوع قدیمی و مربوط به عدل الهی است و البته بحثی عمیق و مهم است که تلاش می کنیم به میزان حوصله در این نوشتار نکاتی را بیان کنیم.

انواع مجازات

قبل از ورود به بحث یک مقدمه را باید گفت و آن اینکه مجازات به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

دسته اول: مجازات های قراردادی است یعنی مجازات، اعتباریست و می شود کم یا زیاد کرد و در دست کسانی است که این مجازات را وضع می کنند.

مثلاً فرض کنید کسی که تخلف راهنمایی و رانندگی می کند. می گویند این مقدار جریمه اش کنید، این قراردادیست زیرا در کشورهای دیگر فرق می کند. گاهی خیلی بیشتر و گاهی کمتر است. در این مجازات عقل و سیره عقلا بر این قرار گرفته که باید بین جرم و مجازات تناسب باشد. مثلاً اگر کسی تخلف رانندگی کرد و در محل پارکینگ ممنوع ماشینش را پارک کرد مجازاتش این باشد که ماشینش را نابود کنند و خودش را هم حبس ابد کنند. این را عقلا قبول نمی کنند، می گویند یک تخلف کرده جریمه اش کنید.

یا فرض کنید که کسی مثلاً به نامحرم نگاه کرده بگوئیم به خاطر نگاه به نامحرم باید خودش اعدام بشود و پدر مادرش هم حبس ابد بشوند. عقلا نمی پسندند و خواستار یک تناسب بین جرم و مجازات هستند و می گویند او تخلف کرده شما هم جریمه اش کنید، شلاقش بزنید.

دسته دوم: در واقع مجازات نتیجه خود جرم است اصطلاحاً به آن مکافات می گویند. مثلاً فرض کنید کسی در حال مستی رانندگی کرده و تصادف می کند و پاهایش قطع می شود یا مثلاً چشمانش کور شده است. در این حالت نمی تواند بگوید من فقط یک ساعت تخلف کردم، یک نصف روز تخلف کردم، آیا درست است که شصت سال این جوری باشم؟

یا فرض کنید کسی مثلا هوس کرده که یک چاقویی یا نیشتری به چشمش بزند، ببیند چه جوریست؟ یک لحظه هوس می کند چاقو را می زند و تا آخر عمر نابینا می شود. نمی تواند بگوید که این مجازات با جرم من تناسب ندارد. من یک لحظه هوس کرده بودم، چشمم باید یک ساعت کور می شد نه اینکه تا آخر عمر کور باشم.

نوع سوم: مجازات هائی است که مجازات، چیزی جز خود گناه و خود جرم نیست. یعنی خود جرم تجسم پیدا می کند و اسمش مجازات است که این دسته دیگر در دنیا نیست.
مال یتیمی که می خورد به تعبیر قرآن “انما یاکلون فی بطونهم ناراً وسیصلون سعیراً” در واقع آتش می خورده منتها توجه نداشته در آنجا مجسم می شود

آن دو تای اول هر دو در دنیا هست. اما نوع سوم که تجسم اعمال انسان است جای آن در دنیا نیست. حال تصور کنید مجازات اخروی جزء کدامیک از این سه نوع است؟ نوع اول؟ یعنی قراردادیست که بگوئیم چرا به جای پنجاه سال پانصد سال عذابش می کنید؟ حداکثر دو تا پنجاه سال مثلاً صد سال عذابش می کردید البته بعضی ها ممکن است به خاطر ده سال یا حتی یک سال گناه در جهنم جاودانه بمانند یعنی بی نهایت در جهنم بمانند.

پس آیا مجازات های اخروی قراردادی است که بتوان کم و زیاد کرد یا نه از نوع دوم است؟ در واقع مجازات چیزی جز نتیجه عمل نیست. رابطه بین مجازات و جرم رابطه علّیست. یعنی مجازات معلول جرم است. اگر این جوری باشد که به دست ما نیست مثل همان مثال هایی که زدیم. اما باید گفت که حتی از این نوع هم نیست.

مجازات های اخروی حتی از نوع دوم هم که مکافات باشد نیست. بلکه از نوع سوم که تجسم اعمال است می باشد. در واقع آن جهنمی که به آن اشاره شده چیزی جز خود همان عمل نیست. باطن آن عمل آتش بوده منتها توجه نداشته این مال یتیمی که می خورد به تعبیر قرآن ” انما یاکلون فی بطونهم ناراً و سیصلون سعیراً ” در واقع آتش می خورده منتها توجه نداشته در آنجا مجسم می شود.

وقتی غیبت می کند در واقع دارد گوشت برادر مرده اش را می خورد ولی الان توجه ندارد. اما آنجا متوجه می شود و تجسم پیدا می کند در آنجا پرده ها کنار رفته “فبصرک الیوم حدید” متوجه می شود که چه چیزی خورده و چه کاری کرده؟ پس در آنجا عین عمل و تجسم خود عمل هست.

بنابر این بحث تناسب از ریشه منتفی است. البته این یک پاسخ مختصر و فشرده بود و در این سخن بسیار است و در این فرصت به همین اکتفا می کنیم.

نتیجه:

به طور کلی مجازات سه دسته است و آنچه در قیامت رخ می دهد نوع سوم آن است یعنی تجسم و باطن خود عمل است.